مفهوم ژئو در ژئومارکتینگ؟؟؟

???GeoMarketing

ZIMA GEOMARKETING

در اواخر قرن بیستم علم بشر به سرعت پیشرفت کرده و موجب ظهور گرایش‌‌های تخصصی بسیاری گشته است. این تخصص‌‌گرایی باعث فقدان دیدگاه جامع در علوم شده است. از طرف دیگر حل مسائل پیچیده در قلمرو علم و فناوری نیاز به دیدگاه‌‌های جامع‌‌تری دارد. از این رو در سال‌‌های اخیر علوم بین رشته و ترکیبی جایگاه ویژه‌‌ای یافته‌‌اند زیرا با توسعه این علوم امکان از بین بردن فاصله و فضای خالی بین علوم وجود دارد. دانش ژئومارکتینگ نیز از ترکیب علوم زمینی و علم مارکتینگ و بازار به وجود آمده است.

واژه ژئو یا (Geo) به معنی زمینی یا وابسته به زمین است. در واقع اگر واژه ژئو به ابتدای نام سایر علوم اضافه شود به این معنی است که تمرکز و تخصص آن شاخه از علم مربوط به زمین می‌‌باشد. تعدادی از این علوم عبارتند از ژئوفیزیک، ژئوشیمی، ژئولوژی، ژئوماتیک، ژئومورفولوژی و … که همگی تمرکز بر روی شناخت زمین دارند. علوم زمینی طیف وسیعی از علوم بشر را شامل می‌‌شوند ولی ما در زیما ژئومارکتینگ معتقدیم که ژئو در ژئومارکتینگ در اصل به جغرافیا (Geography) یا “درک فضامند از زمین” برمی‌‌گردد. برای درک روشن‌‌تر، بهتر است کمی آن را باز کنیم.

مفهوم جغرافيا

تقریبا ۲۳۰۰ سال قبل برای اولین بار، اراتوستن (Eratosthenes) دانشمند بزرگ یونانی، کلمه جغرافیا را بکار گرفت و از آن تاریخ تاکنون، جغرافیا بعنوان یکی از قدیمی‌‌ترین رشته‌‌های علمی شناخته می شود. اراتوستن از جغرافیا، تعریفی اینچنین ارائه می دهد:

"مطالعه زمین به عنوان جایگاه انسان"

تعریف اراتوستن از جغرافیا، با گذشت ۲۳۰۰ سال، هنوز هم با مختصر تغییری در تعاریف و تفسیرهای جغرافیایی بکار گرفته می‌‌شود. چنانکه در سال ۱۹۸۱، پتر هاگت (Peter Haggett) جغرافیدان معروف انگیسی، جغرافیا را چنین تعریف می‌‌کند:

مطالعه سطح سیاره زمین به منزله فضایی که در داخل آن جمعیت انسانی زندگی می‌‌کند. برابر این تعریف، جغرافیا با انسان آغاز می‌‌شود و بدون فعالیت‌‌ها و رفتارهای انسانی در سطح زمین، علم جغرافیا نیز وجود نخواهد داشت.

کلمه جغرافیا، با شناخت پرسش (مردم در کجا زندگی می‌‌کنند؟) عینیت می‌‌یابد. بدینسان، کلمه “کجا؟” به مکان‌‌های موجود در سطح زمین که مردم برای زندگی خود انتخاب کرده‌‌اند اطلاق می‌‌شود. در کلمه زندگی نیز، پراکندگی و تراکم مردم مورد تأکید می‌‌باشد.

در ژئومارکتینگ به تمامی پرسش‌‌های کجای بازار پاسخ داده می‌‌شود البته این پاسخ‌‌ها با یک مکان دقیق مشخص می‌‌گردد. جغرافیدانان بزرگ در طی قرن‌‌ها تعاریف مختلفی از دانش جغرافیا ارائه کرده‌‌اند، ما در گروه زیما ژئومارکتینگ با ویدال دولابلاش (Paul Vidal de La Blache) درک مشترکی از تعریف دانش جغرافیا داریم. طبق تعریف دولابلاش:

"جــــغرافــــیا عــــلم مـــــکـان‌‌هاســــت"

اگر به لوگوی ما با دقت توجه کنید به اهمیت مکان در گروه زیما پی خواهید برد!

لک‌‌لک زیما ژئومارکتینگ نماد مکان یا Location را به دهان گرفته و حرف "O" لاتین در واژه "Geo" یکی دیگر از نمادهای مکان می‌‌باشد.

پس بیایید با مفهوم مکان بیشتر آشنا شویم:

ماهیت مکان:

مکان، مرکز عمل آگاهانه و ارادی انسانهاست. مرکزی است که در آن از رویدادهای مختلف، تجربه زندگی می‌‌آموزیم. رویدادها و عملکردهای آگاهانه، تنها در

خصیصه‌‌های مکان:

مکان دارای خصیصه‌‌هایی است که فشرده‌‌ای از آن عبارتست از:

هویت‌‌های مکانی:

هویت هر مکان، از سه عامل در هم تنیده تشکیل می‌‌شود؟

  1. عوامل مشخص طبیعی و نمود ظاهری آن
  2. فعالیتهای مشاهده پذیر و کارکردها
  3. مفاهیم یا نمادها

مفهوم جغرافیایی مکان:

در مفهوم جغرافیایی مکان، روی یک و یا هر سه مورد زیر تأکید می‌‌شود:

یادآور می‌‌شویم که

این سه مقوله از مکان، بندرت ابعاد تکمیلی یک مکان را تشکیل می‌‌دهند. اما هریک با دیگری تماس‌‌هایی برقرار می‌‌کنند.

با گسترش مرزهای جغرافیایی سرمایه‌‌داری جهانی (ليبرال)،

مکان‌‌ها بیش از هر زمان دیگر تحت فشار (کالایی شدن) قرار گرفته‌‌اند. زمانی که سرمایه‌‌داری، جامعه‌‌ای را دگرگون می‌‌سازد یک نقش ساختاری جدیدی برای مکان بوجود می‌‌آورد. در واقع، منطق سرمایه‌‌داری لیبرال، در کالایی شدن مکان‌‌ها، فشار جدید به مکان‌‌هاست.

در جغرافیا، مطالعه مکان و ناحیه، به منزله مطالعه کورولوژیک می‌‌باشد. یعنی تبیین روابط علّی پدیده در داخل ناحیه یا مکان ویژه که حاصل آن، شناخت افتراق مکانی است.

مکان
کانون علم جغرافیاست

تفاوت‌‌ها و گوناگونی‌‌های مکانی بسیار زیاد است.

این گوناگونی‌‌ها، نتیجه عوامل مؤثر داخلی و خارجی می‌‌باشد. رسالت جغرافیدان، به نظر جان فرزر هارت (Fraser Hart)، جغرافیدان آمریکایی، تفسیر و شناخت دلایل این گوناگونی‌‌هاست. در این صورت، ما باید مکان را کانون جغرافیا بدانیم و از تفکیک و جدایی بیشتر جغرافیای طبیعی و انسانی جلوگیری کنیم. به گفته رونالد جانستون (Ronald John Johnston)، متخصصین جغرافیای طبیعی و انسانی، لازم است که با یکدیگر کار کنند و با یکدیگر به تحقیق بپردازند. قبول کنند که به یکدیگر نیاز دارند. تنها در این صورت است که می‌‌توانیم به شناخت كلّ‌‌ها در مکان‌‌ها توفیق یابیم. امری که بیش از مجموعه جزءها یا بخش‌‌ها، اهمیت دارد. آن زمان به سخن نیشدار ویلیام بونج (William Bunge) جغرافیدان آمریکایی خواهیم رسید که گفته است آیا ممکن است جهان، سرشار از مکان‌‌های سعادت‌‌آمیزی باشد؟! خلاصه آن که، جغرافیا، مثل هر شاخه علمی دیگر، به شاخه‌‌های بسیار زیاد علمی تقسیم شده است. اما این شاخه‌‌ها و متخصصین آن‌‌ها، بدون بهره‌‌گیری از تخصص یکدیگر، به مسیر شاخه علمی تفکیک شده خود کشیده می‌‌شوند. چنین شیوۂ کار، از توسعه معرفت علمی دانش جغرافیا مانع می‌‌شود. زیرا این شیوه کار، تنها جزءها – بخش‌‌ها را بدون در نظر گرفتن كلّ‌‌ها بررسی می‌‌کند. به سخن روشن، بدون توجه به ماهیت کانون علم جغرافيا، موضوع خاصی را مطالعه می‌‌کنند. ما در عصری زندگی می‌‌کنیم که به بررسی كلّ‌‌ها نیازمندیم. شاید تنها در این شیوه کار است که خواهیم توانست به ریشه‌‌یابی مسائل جغرافیایی توفیق یابیم. می‌‌توان گفت که علم جغرافیا، از طریق تفکر و کاربرد، جهان ما را شکل می‌‌دهد و جغرافیدان به منزله متخصص محیط جغرافیایی، راهگشا، برنامه‌‌ریز، هدایتگر، کشتیبان، مشاهده‌‌گر، آموزش دهنده، منتقد و بالاخره زندگی بخش به مکان‌‌ها شناخته می‌‌شود. از این رو، دانش جغرافیا با دانش مارکتینگ و بازار تلفیق و ترکیب گشته و ژئومارکتینگ را خلق نمودند تا با دید کلّ‌‌های بازار در کنار جزء‌‌ها – بخش‌‌ها تحوّلی نو در شیوه مدیریت کسب و کار در بازار بوجود آورند.