مفهوم ژئو در ژئومارکتینگ؟!

مفهوم جغرافیا

در ژئومارکتینگ به تمامی پرسش‌‌های کجای بازار پاسخ داده می‌‌شود

ماهیت مکان

مکان، مرکز عمل آگاهانه و ارادی انسانهاست. مرکزی است که در آن از رویدادهای مختلف، تجربه زندگی می‌‌آموزیم.

خصیصه های مکان

مکان دارای خصیصه‌‌هایی است که در تصمیم گیری های حال و آینده ی شرکت شما تاثبر بسزایی دارد.

هویت مکانی

هویت هر مکان داری ویژگی های است که عدم توجه به آنها باعث عدم دستیابی موثر به موفقیت شما میشود.

GeoMarketing

در اواخر قرن بیستم علم بشر به سرعت پیشرفت کرده و موجب ظهور گرایش‌‌های تخصصی بسیاری گشته است. این تخصص‌‌گرایی باعث فقدان دیدگاه جامع در علوم شده است. از طرف دیگر حل مسائل پیچیده در قلمرو علم و فناوری نیاز به دیدگاه‌‌های جامع‌‌تری دارد. از این رو در سال‌‌های اخیر علوم بین رشته و ترکیبی جایگاه ویژه‌‌ای یافته‌‌اند زیرا با توسعه این علوم امکان از بین بردن فاصله و فضای خالی بین علوم وجود دارد. دانش ژئومارکتینگ نیز از ترکیب علوم زمینی و علم مارکتینگ و بازار به وجود آمده است.

واژه ژئو یا (Geo) به معنی زمینی یا وابسته به زمین است. در واقع اگر واژه ژئو به ابتدای نام سایر علوم اضافه شود به این معنی است که تمرکز و تخصص آن شاخه از علم مربوط به زمین می‌‌باشد. تعدادی از این علوم عبارتند از ژئوفیزیک، ژئوشیمی، ژئولوژی، ژئوماتیک، ژئومورفولوژی و … که همگی تمرکز بر روی شناخت زمین دارند. علوم زمینی طیف وسیعی از علوم بشر را شامل می‌‌شوند ولی ما در زیما ژئومارکتینگ معتقدیم که ژئو در ژئومارکتینگ در اصل به جغرافیا (Geography) یا “درک فضامند از زمین” برمی‌‌گردد. برای درک روشن‌‌تر، بهتر است کمی آن را باز کنیم.

مفهوم جغرافيا

در ژئومارکتینگ به تمامی پرسش‌‌های کجای بازار پاسخ داده می‌‌شود البته این پاسخ‌‌ها با یک مکان دقیق مشخص می‌‌گردد. جغرافیدانان بزرگ در طی قرن‌‌ها تعاریف مختلفی از دانش جغرافیا ارائه کرده‌‌اند، ما در گروه زیما ژئومارکتینگ با ویدال دولابلاش (Paul Vidal de La Blache) درک مشترکی از تعریف دانش جغرافیا داریم

طبق تعریف دولابلاش:

  • “جــــغرافــــیا عــــلم مـــــکـان‌‌هاســــت“

ماهیت مکان:

مکان، مرکز عمل آگاهانه و ارادی انسانهاست. مرکزی است که در آن از رویدادهای مختلف، تجربه زندگی می‌‌آموزیم. رویدادها و عملکردهای آگاهانه، تنها در ساخت مکان‌‌های معین پراهمیت جلوه می‌‌کنند. علت افتراق مکان‌‌ها، تمرکز ارزش‌‌ها، دیدگاه‌‌ها، هدف‌‌ها و تجربه‌‌های مختلف در آن‌‌هاست. از این رو، مکان‌‌ها، عوامل اصلی در سامان‌‌مندی تجربیات و قضاوت‌‌های ما از جهان می‌‌باشند. بدینسان که ماهیت مکان، نه از محل استقرار، نه از کارکردهای ضعیف، نه از اِشغال آن به وسیله جامعه و نه از تجربیات مادی ما منشاء می‌‌گیرد. بلکه همه عوامل فوق، ضرورت، چهره و ماهیت مکان را شکل می‌‌دهند. یعنی مکان، شخص، زمان و عمل آگاهانه، یک بخش وحدت‌‌پذیری را تشکیل می‌‌دهند.

خصیصه‌‌های مکان:

مکان دارای خصیصه‌‌هایی است که فشرده‌‌ای از آن عبارتست از:

مکان و زمان
مکان و جامعه
ریشه در مکان
مفاهیم مختلف مکان

هویت‌‌های مکانی

هویت هر مکان، از سه عامل در هم تنیده تشکیل می‌‌شود؟

  1. عوامل مشخص طبیعی و نمود ظاهری آن

  2. فعالیتهای مشاهده پذیر و کارکردها

  3. مفاهیم یا نمادها

مفهوم جغرافیایی مکان

در مفهوم جغرافیایی مکان، روی یک و یا هر سه مورد زیر تأکید می‌‌شود:

  1. جغرافیدانان و اقتصاددانان، به مکان استقرار (موقع مطلق و موقع نسبی) یا فضای منحصر بفرد اعتبار زیادی قائل می‌‌شوند.

  2. جغرافیدانان انسان‌‌گرا و جامعه‌‌شناسان متخصص در جامعه‌‌شناسی خُرد، به محلی که جریان روزمره کنش اجتماعی در یک مکان فراهم می‌‌شود توجه بیشتر نشان می‌‌دهند.

  3. جغرافیدانان متخصص در جغرافیای فرهنگی و مردم‌‌شناسان، به احساس مکانی یا هویت‌‌پذیری که از طریق زندگی در محلی به وجود می‌‌آید تأکید دارند.

مکان کانون علم جغرافیاست

تفاوت­ها و گوناگونی­های مکانی بسیار زیاد است. این گوناگونی­ها، نتیجه عوامل مؤثر داخلی و خارجی می­باشد. رسالت جغرافیدان، به نظر جان فرزر هارت (Fraser Hart)، جغرافیدان آمریکایی، تفسیر و شناخت دلایل این گوناگونی­هاست. در این صورت، ما باید مکان را کانون جغرافیا بدانیم و از تفکیک و جدایی بیشتر جغرافیای طبیعی و انسانی جلوگیری کنیم. به گفته رونالد جانستون (Ronald John Johnston)، متخصصین جغرافیای طبیعی و انسانی، لازم است که با یکدیگر کار کنند و با یکدیگر به تحقیق بپردازند. قبول کنند که به یکدیگر نیاز دارند. تنها در این صورت است که می­توانیم به شناخت كلّ­ها در مکان­ها توفیق یابیم. امری که بیش از مجموعه جزءها یا بخش­ها، اهمیت دارد. آن زمان به سخن نیشدار ویلیام بونج (William Bunge) جغرافیدان آمریکایی خواهیم رسید که گفته است آیا ممکن است جهان، سرشار از مکان­های سعادت­آمیزی باشد؟!

خلاصه آن که، جغرافیا، مثل هر شاخه علمی دیگر، به شاخه­های بسیار زیاد علمی تقسیم شده است. اما این شاخه­ها و متخصصین آن­ها، بدون بهره­گیری از تخصص یکدیگر، به مسیر شاخه علمی تفکیک شده خود کشیده می­شوند. چنین شیوۂ کار، از توسعه معرفت علمی دانش جغرافیا مانع می­شود. زیرا این شیوه کار، تنها جزءها – بخش­ها را بدون در نظر گرفتن كلّ­ها بررسی می­کند. به سخن روشن، بدون توجه به ماهیت کانون علم جغرافيا، موضوع خاصی را مطالعه می­کنند. ما در عصری زندگی می­کنیم که به بررسی كلّ­ها نیازمندیم. شاید تنها در این شیوه کار است که خواهیم توانست به ریشه­یابی مسائل جغرافیایی توفیق یابیم. می­توان گفت که علم جغرافیا، از طریق تفکر و کاربرد، جهان ما را شکل می­دهد و جغرافیدان به منزله متخصص محیط جغرافیایی، راهگشا، برنامه­ریز، هدایتگر، کشتیبان، مشاهده­گر، آموزش دهنده، منتقد و بالاخره زندگی بخش به مکان­ها شناخته می­شود. از این رو، دانش جغرافیا با دانش مارکتینگ و بازار تلفیق و ترکیب گشته و ژئومارکتینگ را خلق نمودند تا با دید کلّ­های بازار در کنار جزء­ها و بخش­ها تحوّلی نو در شیوه مدیریت کسب و کار در بازار بوجود آورند.